توسعه پایدار شهری (قسمت سوم)  

مدل ایده‌آل :توسعه مدل ایده‌آل توسعه پایدار یك نظر عمیق و وسیع است كه هدف آن تغییر ساختار اجتماع، اقتصاد و سیاست است، به صورت كلی اجزای این سیستم طوری چیده شده است كه رفتار انسان را نسبت به محیط و طبیعت اصلاح كند. به این دلیل این دیدگاه را دیدگاه اكولوژیست نیز نامیده‌اند كه اكولوژیستهای افراطی نیز آن را قبول كرده‌اند .

این مدل توسعه پایدار خالص را در نظر می‌گیرد. جاییكه هر چه در طبیعت می‌گذارد و یا در آن می‌نشاند به همان مقدار از آن بر می‌دارد در این باره هیچگونه فرمی از رشد كلی به زبان كمی اندازه‌گیری نمی‌شود، زیرا كه قرار است خود بشر در این اكوسیستم زندگی كند، به عوض آن رشد مورد نظر با معیارهای كیفی زندگی اندازه‌گیری می‌شود، نه با استانداردهای زندگی. مدل ایده‌آل توسعه پایدار تنها به زندگی انسان فكر نمی‌كند، بلكه كلیه عوامل زنده و غیره زنده بجز انسان را بسیار پرارزش تلقی می‌كنند. زیرا ارزشهای ذاتی و اصل اینگونه عوامل برای زندگی انسان بسیار مفید است. از سوی دیگر این مدل در جستجوی معیارهای برابری برای فرمهای گوناگون زندگی است. در این باره نیز مدل ایده‌آل توسعه پایدار نوعی مدل كلی نگر را كه به روابط متقابل، اعمال متقابل و مكانهای متقابل عناصر زندگی توجه دارد، مورد استفاده قرار می‌دهد. و نهایتاً در این مدل، "ارزش" در فرایند طبیعی و گروه‌ها نهفته است، و نه در هستی مجرد زندگی افراد. و به این ترتیب در این مدل ابعاد اجتماعی توسعه پایدار بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد و معیارهای اندازه‌گیری موجود را در زمینه كیفیت زندگی كافی نمی‌بیند و پیشنهاد می‌نماید شاخصهای بیشتری در زمینه اندازه‌گیری كیفیت زندگی فراهم گردد. طرفداران این دیدگاه می‌گویند كه تا كنون كارهای تحقیقاتی زیادی در زمینه این مدل انجام شده است كه در خارج از سیستمهای اقتصادی و اجتماعی قرار دارند. برای مثال سازمانهای غیرانتفاعی خصوصی دراروپا كارهای كیفی قابل توجهی انجام داده‌اند كه به تعریف و تشخیص ثروتهای غیر پولی، كمك قابل توجهی می‌كند. اگر این مدل ایده‌آل توسعه پایدار توسعه یابد می‌تواند این گونه فعالیتها را با سیستمهای حسابداری اقتصادی سابق تركیب كند. مخالفان این نظریه به اجرای سیاستهای آن ایراد می‌گیرند، اما در عین حال با این نظر كه" در مصرف منابع زمین باید حد اعتدال را مراعات كرد و از آنچه باقی مانده محافظت نمود، آنچه را كه تجدیدناپذیر است نباید بی‌مهابا مصرف كرد و دور انداخت، نباید محیط زندگی را آلوده كنیم و نتایج آن را كه خود زندگی را نابود می‌كند از نظر دور بداریم"، موافق هستند. اكولوژیستها در زمینه محافظت محیطی اعتقاد به فراهم نمودن محدودیتهای معینی در زمینه فعالیت اقتصادی هستند. به همین دلیل این نظریه مقبولیت قابل توجهی نیافته است، زیرا پاره‌ای از كشورهای صنعتی جهان در زمینه قبول مفاهیم توسعه پایدار به حداقل تغییرات سیاسی در زمینه توسعه پایدار ایده‌آل تن داده‌اند. آنها معتقدند كه محدودیت اقتصادی به عدم توسعه اقتصادی- كالبدی و قدرت سیاسی خواهد انجامید. به این ترتیب چهار نوع دیدگاه توسع پایدار هر كدام به جهاتی از توسعه نظر دوخته‌اند. در هر چهار نوع دیدگاه این فعالیتهای اقتصادی و صنعتی است كه ایجاد مسأله می‌نماید. از سویی توسعه كشورها مبتنی بر توسعه اقتصادی است و از سوی دیگر همین توسعه اقتصادی كه به دنبال آن توسعه صنعتی مطرح می‌شود، خود ایجاد كننده مشكلات محیطی است. بنابراین ضرورت زندگی انسان كه اكنون به خطر افتاده، توسعه پایدار را امری الزامی می‌نماید.

دیدگاههای جدید در توسعه پایدار شهری

در بیشتر كشورهای در حال توسعه تأسیسات زیربنایی، تكنولوژی و نیروی متخصص مورد نیاز صنعت در شهرها وجود داشته‌اند؛ لذا غالب فعالیتهای اقصتادی و تولیدی در كنار این شهرها شكل گرفته و باعث رشد سریع آنها شده است. از طرف دیگر تمركز سرمایه‌ها در شهرهای بزرگ باعث دوگانگی اقتصادی شده و همان گونه كه اقای جان فریدمن (Friedman, 1982) مطرح می‌نماید، این گونه شهرها مانند پمپ قوی، سرمایه‌ها و نیروی انسانی كارآمد را به خود جلب می‌كنند و باعث تخلیه آنها از دیگر مناطق و مخصوصاً مناطق محروم می‌شوند و ایجاد دوگانگی اقتصادی در منطقه می‌نمایند. یكی از اثرات توجه خاص به صنعتی كردن جوامع و تمركز سرمایه‌ها در كنار شهرهای بزرگ رشد سریع شهرنشینی می‌باشد. بیشتر برنامه ریزان در كشورهای در حال توسعه معتقدند كه رشد اقتصادی رابطه مستقیمی با شهرنشینی دارد.

آقای متور (Mathur, 1998) در مطالعات خود در كشورهای جهان سوم، به این نتیجه می‌رسد كه روند رشد اقتصادی در كشورهای در حال توسعه و افزایش رشد طبیعی جمعیت، دو عامل اصلی در شهرنشینی ومخصوصاً تمركزجمعیت درشهرهای بزرگ می‌باشندكه باعث برتریت یا (Urban primacy) می‌شوند

اقای سیمونز (Simmuns, 1994) مطرح می‌نماید كه توسعه اقتصادی و تمركز سرمایه ها به روند رشد شهرهای بزرگ دامن زده و عوامل مؤثر را چنین می‌داند

- برنامه بهداشت عمومی كه از میزان مرگ و میر می‌كاهد.

- تمركز صنایع در كنار شهرهای بزرگ

- تمركز ساختمانها و فعالیتهای دولتی در كنار شهرهای بزرگ

- مكانیزه و مدرنیزه شدن وسایل تولیدات كشاورزی كه باعث آزاد شدن كشاورزان و ازدیاد بیكاری آنها و مهاجرت به شهرها و مخصوصاً شهرهای بزرگ می‌شود. باید توجه داشت كه اختلاف سطح درآمد شهری و روستایی یكی از عوامل مؤثر در مهاجرت روستایی به شهر و شهرهای بزرگ می‌باشد.

واضح است كه تمركز جمعیت در شهرهای بزرگ مشكلاتی را برای اینگونه شهرها به وجود آورده و بیشتر برنامه ریزان شهری و منطقه‌ای معتقد هستند كه رشد بی‌رویه شهرها و شهرهای بزرگ هزینه‌های زیادی را برای دولتها ایجاد می‌كند. به عنوان نمونه، كمبود مسكن، عدم دسترسی به خدمات شهری، ازدحام و نهایتاً از بین رفتن محیط زیست. آقای الشخص (El-shakhs, 1994) اثرات عمده تمركز جمعیت در شهرهای بزرگ را در سطح كلی Macro و در سطح كوچك Micro چنین مطرح می‌نماید :

تمركز جمعیت در شهرهای بزرگ از رشد شهرهای كوچك و روستاها می‌كاهد

این تمركز به پراكندگی منطقه‌ای و عدم تعادل بین گروههای اجتماعی دامن زده و ایجاد عدم ثبات می‌كند

 

تمركز باعث از بین رفتن زمینهای زراعی برای ساختن مسكن می‌شود. از نظر سطح كوچك Micro این تمركز باعث

- كمبود خدمات اجتماعی، فرهنگی می‌گردد.

- عدم استفاده صحیح از زمین می‌شود.

- نیاز به حمل ونقل بیشتر و باعث بالا رفتن هزینه‌ها می‌گردد.

- باعث بالا رفتن كم كاری و بیكاری می‌گردد و مخصوصاً برای افراد فقیر و كم درآمد

- ایجاد كپر و حاشیه نشینی شهری می‌شود. - باعث ازدحام و از بین رفتن محیط زیست می‌گردد.

  توسعه پایدار باید برای جوامع شهری در آینده در نظر گرفته شود، به صورتی كه علاوه بر اینكه مشكلات شهرهای بزرگ را حل می‌كند، از به خطرافتادن زندگی نسلهای آینده جلوگیری به عمل آورد. توسعه پایدار باید در جهتی حركت نماید كه از منابع به صورت عاقلانه و اندیشمندانه استفاده شود و زندگی نسلهای آینده را به خطر نیاندازد.